الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
400
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
« خدايا نعمتهاى پياپى تو مرا از انجام وظيفه ، شكر و سپاس غافل كرد و فيضان فضل و كرمت از حمد و ستايشت عاجزم گردانيد و عطا و بخشش مداومت ، مرا از ذكر اوصاف و محامد تو بازداشت و رحمتهاى پىدرپى تو مرا از شرح و بيان نيكوييهايت ناتوان ساخت و همين عجز و ناتوانى موضع كسى است كه به نعمتهاى فراوان تو اعتراف دارد و با تقصير در اداى شكر آن نعمتها روبروست و به زيان خويش گواهى مىدهد كه نفس خود را تباه ساخته و ضايع گردانيده است در حالى كه تو مهربان و رءوف و نيكوكار و بزرگوارى ، پروردگارى كه هر كس رو به تو آورد محروم نمىسازى و آن كه را كه چشم اميد به درگاه تو داشته باشد از درگاه كرمت دور نمىكنى ، اى خدايى كه اميدواران به پيشگاهت بازيابند و طالبان كرمت به ساحت عنايت تو اقامت كنند ، اميدهاى ما را به نوميدى مبدّل مكن و لباس يأس و نااميدى بر تن ما مپوشان . ( 1 ) خداوندا شكر و سپاس من در برابر نعمتهاى بزرگ تو بسيار ناچيز و حمد و ثنايم در مقابل بزرگوارى و احسانت بسى ناقابل است ، نعمتهاى تو از انوار ايمان مرا به زيورها آراسته و لطايف نيكى و كرمت تاج عزّت بر سرم نهاده و احسانهايت گردنبندها و طوقهاى شرافتى به گردنم افكنده است كه گشوده نگردد و اين قدر نعمتهايت فراوان است كه زبانم ياراى شمارش آنها را ندارد و به قدرى زياد است كه از ادراكش عقل و فهمم قاصر است تا چه رسد كه همه را دريابم پس چگونه بتوانم سپاس آن همه نعمت را به جاى آورم و حال آن كه سپاس گفتن بر هر نعمتى خود به شكرى نيازمند است پس من هر چه حمد و سپاست را بگويم به خاطر آن نيز حمد و سپاسى ديگر بايد بگويم . ( 2 ) خدايا همچنان كه مرا از آغاز به لطف خود غذا دادى و در گهوارهء آفرينش خويش پروراندى پس نعمتهاى بىحسابت را بر ما تمام كن و ناگواريهاى انتقامت را از ما دور ساز و در هر دو عالم بهرهء بالاتر و